سديد الدين محمد عوفى
393
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
هيزمها « 1 » گرفته و آتش « 2 » مىسوخت و مارى بزرگ در ميان آتش مانده بود و از هيچ طرف راه نمىيافت كه برون آيد و نزديك « 3 » بود كه بسوزد . آن مرد شترسوار « 4 » مردى خداىترس و رحيمدل بود . با خود گفت : اگر چه او دشمن است اما « 5 » در بندست « 6 » و درمانده را دست « 7 » گرفتن از مروت باشد . و طريق حزم را فروگذاشت « 8 » و توبره بر سر چوبى محكم كرد و آن را « 9 » فروگذاشت تا آن مار در توبره رفت . مرد چوب با خود كشيد « 10 » و توبره « 11 » از ميان آتش برون آورد و سر توبره برگشاد و مار را گفت : هركجا كه خواهى برو . پس مار با او به سخن « 12 » آمد و گفت : تا آنگاه كه ترا « 13 » زخمى نزنم « 14 » نروم « 15 » ، و اگرچه درمانده بودم و « 16 » تو « 17 » نيكى كردى اما « 18 » به « 19 » من چه اميد مىداشتى « 20 » كه « 21 » من « 22 » دشمن آدميان « 24 » و خصم انسانم و عداوت من با شما اصلى است چنان كه قرآن مجيد خبر مىدهد : وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ . دشمن را دوست گرفتن از حزم دور بود « 25 » و من هر آينه « 26 » ترا « 27 » زخم خواهم زد « 28 » . اكنون اختيار كن كه نخست ترا زنم يا شتر ترا « 30 » . مرد گفت . آخر نه « 31 » من
--> ( 1 ) مج + در ( 2 ) مپ 2 - آتش ( 3 ) متن + آن ( 4 ) متن - شترسوار ، مپ 2 - مرد شترسوار ( 5 ) مپ 2 - اما ( 6 ) مج : درمانده است ( 7 ) مج - دست ( 8 ) متن : فروگذاشتن ( 9 ) مپ 2 - آن را ( 10 ) مپ 2 - مرد چوب باخود كشيد ( 11 ) مپ 2 - توبره ، مج - بر سر چوبى محكم . . . . مرد چوب با خود كشيده و توبره ( 12 ) مج : زبان حال ( 13 ) مج + و اشتر ترا ( 14 ) مج : زخم نكنم ( 15 ) مج : كجا روم ( 16 ) متن و مپ 2 - چه درمانده بودم و ( 17 ) مج + درماندگى ( 18 ) متن و مپ 2 - اما ( 19 ) متن و مپ 2 : با ( 20 ) متن و مپ 2 - چه اميد مى داشتى ( 21 ) مج - كه ( 22 ) متن و مپ 2 - من ( 24 ) متن و مپ 2 - آدميان ( 25 ) مج : از حزم نبود ( 26 ) مج : هر آينه من ( 27 ) مج - ترا ( 28 ) متن و مج : كرد ( 30 ) مج : آنگاه شتر را + يا نخست شتر را زنم آنگاه ترا ( 31 ) مج - نه